حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: انسان بداخلاق بسیار خطا می کند و زندگی اش تلخ می شود.

دفعات بازدید: 723 بار

چهارشنبه، 4 اسفند 1395

تکنولوژی متوقف بر یک عقلانیت ابزاری نیست/ ارتباط فرهنگ و تکنولوژی

حجت الاسلام پارسانیا:
تکنولوژی متوقف بر یک عقلانیت ابزاری نیست/ ارتباط فرهنگ و تکنولوژی
نشست بررسی رویکردهای گوناگون به مقوله تکنولوژی از سلسله نشست های فلسفه تکنولوژی روز گذشته در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران با سخنرانی حجت الاسلام پارسانیا، احسان شریعتی، سید حسن حسینی و محمدتقی چاوشی برگزار شد.
 
در این نشست حجت الاسلام پارسانیا سخنرانی خود را با موضوع «لزوم پرسش و زمینه های پرسش از تکنولوژی در دنیای معاصر» ایراد کرد و گفت: من در این فرصت ابتدا سطوح پرسش از تکنولوژی را بیان می کنم و در ادامه خواهم گفت که از منظر حکمت اسلامی چطور می توان به این پرسش ها پاسخ داد.
 
وی افزود: اولین پرسش نسبت به تکنولوژی پرسش های تکنولوژیکال است. این سطح از پرسش بیشتر در کاربران از تکنیک وجود دارد که در واقع می گویند چه چیزی می خواهند و سفارش کالا می دهند. اقتضای اقتصاد و سیاست و... نگاه اینچنینی به تکنیک است.
 
وی ادامه داد: سطح دوم از پرسش سطح علمی است، یعنی علمی که فراسوی تکنولوژی وجود دارد و عالمانی که آن را تئوریزه می کنند. عقلانیتی در آن وجود دارد همان عقلانیت ابزاری است و جامعه علمی عمدتاً با تکنیک از این زاویه مواجه است.
 
پارسانیا گفت: سطح سوم از پرسش مربوط به حوزه فرهنگ است. یعنی انسانی که از این تکنولوژی استفاده می کند و سوال می کند و ارزش هایی که از این تکنیک بهره می برد. برخی ممکن است فقط در افق تکنیک و در سطح علم بیاندیشند و به سوالات بالاتر نپردازند و حتی ممکن است سطوح بالاتر را انکار کنند.
 
وی افزود: ارزش ها بیرون می ایستند و به تکنولوژی نگاه می کنند و به آن سفارش می دهند. برخی هویت تکنولوژی را محدود به همان کار عملی یا نظریه علمی و... نکرده اند و این سطوح را مرتبط با یکدیگر دانسته اند و یک سطح هستی شناسانه را که به حوزه فرهنگ باز می گردد، در تکنولوژی دخیل می دانند.
 
وی ادامه داد: ارتباط فرهنگ و تکنولوژی یک ارتباط هویت بخش است. مسئله تکنولوژی متوقف بر یک عقلانیت ابزاری نیست بلکه امر دقیق تری در اینجا نهفته است.
 
پارسانیا گفت: انسان و نسبت آن با جهان تعیین کننده است. اراده معطوف به قدرت انسان است که هم جهان را تصویر خاصی می دهد و هم دانش و علم را؛ و بر آن اساس تصویر از عالم ساخته می شود.
 
وی ادامه داد: در اینجا مسئله تنها عقلانیت ابزاری و هستی شناسی نیست بلکه انسانی است که با این رویکرد، خودش عالم را صورتگری می کند و این ذات انسان است که فراسوی این امر نشسته است. در اینجا ارتباط دانش یا تکنولوژی با فرهنگ مورد تامل قرار می گیرد.
 
وی افزود: پرسش دقیق تر، پرسش متافیزیکی است که به این باز می گردد که نسبت انسان با وجود چیست. ما با انسانی مواجه می شویم که اراده ای به این عالم کرده و به دنبال به خدمت گرفتن جهان است. در حاشیه‌ی این انسان است که این طور تصویری از عالم در حال پدید آمدن است.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: اگر پرسش، نسبت انسان با وجود باشد، آیا در حکمت اسلامی می توان پاسخ به آن داد؟
 
وی افزود: بحثی که ملاصدرا بر خلاف فلسفه مشاء و اشراق دارد این است که عالم طبیعت عالم بی جانی است و انسانی که ادراک و علم دارد در آن تصرف می کند و البته نسبت به آنچه انجام می دهد مسئول است.
 
وی ادامه داد: مفروض اول تکنولوژی و عقبه فرهنگی که آن را حمایت می کرد و این جهان را ماده خام می دانست که این امر ما را به سوی تصرف در عالم می برد به لحاظ متافیزیکی از دیدگاه ملاصدرا امر درستی نیست. جهان زنده است و علم و ارده و عشق و محبت در همه هستی سیران دارد.
 
پارسانیا با طرح این سوال که چرا ما این عالم را مرده می بینیم و با آن اینطور تعامل می کنیم، طبق نظر ملاصدرا گفت: چهار عامل فرهنگ عام، فرهنگ خاص علمی، غفلتی که انسان از حقیقت وجود کرد و اختفایی که عالم نسبت به انسان کرده است را در پاسخ به سوال می توان مطرح کرد.
 
وی در توضیح چهار مورد مطرح شده ادامه داد: ما عادت کردیم عالم را اینگونه ببینیم. دوم اینکه با اصطلاحاتی که با آن عالم را تئوریزه کردیم، در واقع این ما هستیم که داریم با عالم اینگونه مواجه می شویم. حقیقت عالم از ما مخفی شده است و عالم هم ساحت هایی از خود را از ما پنهان می کند.
 
وی ادامه داد: عالم اجرام هم علم و ادراک دارند ولی ما فقط حیات را به موجودات مجرد نسبت می دهیم. البته عالم امروز این کار را هم نمی کند و حتی حیات انسان را نیز مکانیکی تفسیر می کند.
 
پارسانیا گفت: رویکرد انسان به این عالم است که این فرهنگ را به وجود می آورد و دانش متناظر با این فرهنگ را به وجود می آورد. انسان همه کاره و خلاق و فعال مایشاء نیست. انسان است که در تعامل با حقیقت هستی، هستی نیز او را به بازی می گیرد.
 
وی در پایان اظهار داشت: ملاصدرا می گوید این عالم با این ویژگی ها محصول غفلت انسان از حق است اما نتیجه ای که بعد می گیرد این نیست که باید برچیده شود بلکه بازگشت توجه به حق این کثرت را با قرائت دیگر یک افق جدید را نسبت به هستی ایجاد می کند لذا این شر بالعرض است و یک خیری در درون آن نهفته است.
 
مهر

ارسال نظر

• نظراتی را که حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
• نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.