حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: انسان بداخلاق بسیار خطا می کند و زندگی اش تلخ می شود.

دفعات بازدید: 1561 بار

شنبه، 25 دی 1395

فرهنگ مدیریت نشود دچار ولنگاری فرهنگی می‌شویم

فرهنگ مدیریت نشود دچار ولنگاری فرهنگی می‌شویم

مهران: مدیر پروژه شهر هنر اصفهان معتقد است، قطعا فرهنگ مدیریت‌ پذیر است و اگر این مدیریت صورت نگیرد دچار مشکلات و معضلات خودش خواهیم بود. رئیس سابق حوزه هنری استان اصفهان ادامه می‌گوید: اگر حوزه فرهنگ هدایت و کنترل نشود در آن شاهد لاابالی‌گری خواهیم بود. به همین جهت نقش مدیریت در این جا خود را نشان می‌دهد. اگر فرهنگ را مدیریت نکنیم به تعبیر مقام معظم رهبری موجب ولنگاری فرهنگی خواهیم شد. سیدین‌نیا افزود: امروزه در بخش‌های مختلف در حوزه‌ی آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی یا حتی آسیب‌های اقتصادی و سیاسی در زندگی فردی و اجتماعی دچار معضلاتی هستیم. یکی از شاخص‌های مهم آن ولنگاری و رها شدن فرهنگ و عدم مدیریت فرهنگ است.
گفتگوی رصدخانه فرهنگی اصفهان را با سید مهدی سیدین‌نیا در موضوع مدیریت فرهنگ می‌خوانید:

در موضوع مدیریت فرهنگ، ابتدا لازم است به تعریف واژه‌ها بپردازیم. شما چه تعریفی برای این اصطلاح دارید؟
مدیریت یک فرآیند موثر و کارآمد جهت به کارگیری منابع انسانی و مادی در حوزه‌های برنامه‌ریزی، کنترل و هدایت برای رسیدن به هدف یا اهدافی می‌باشد که در یک نظام ارزشی تعریف شده است. اگر به این تعریف از لحاظ حوزه مدیریت به عنوان یک فرآیند موثر و کارآمد توجه کنیم، به چیزی فرآیند می‌گویند که دارای ساختار و نتیجه و باعث تغییر به سوی هدف می‌شود. در مجموع وقتی بخواهیم در حوزه فرآیندها بحث کنیم از مدیریت به عنوان هنر یاد می‌شود. حال چرا مدیریت هنر است؟ زیرا دارای دو بعد می‌باشد. بخشی از فعالیت مدیر دانستن و آگاهی‌های او و بخش دیگر توانمندی و اندوخته‌های اوست که در موقعیت‌های متفاوت باید به کار گیرد. وقتی مدیری بتواند دانش و اندوخته‌های خود را در شرایط گوناگون عملیاتی و اجرایی کند به آن «هنر توانستن» می‌گویند. در حوزه فرآیندها و در بحث تغییر، به تعبیری تحت عنوان خروج از انجماد، تغییر و تثبیت رفتار جدید مطرح می‌شود. این مقدمه را از این جهت بیان کردم که واژه‌هایی مثل مدیریت، فرآیند کارآمد تعریف شوند. اما وقتی از فرهنگ صحبت می‌کنیم یعنی آداب و رسوم و سنت‌هایی که مردم یک جامعه بر اساس آن باور و بر اساس باورهایشان رفتار می‌کنند.

آیا شما قایل به مدیریت‌پذیر بودن فرهنگ هستید یا خیر؟
در مقدمه باید به گفتمان‌سازی اشاره کنم که سه مساله تبیین، تعمیق و تثبیت را شامل می‌شود و این سه می‌توانند یک منظومه و رابطه تنگاتنگ را شکل دهند. وقتی انسان با تعاریف این سه واژه مواجه و نسبت به آن‌ها، اندیشه پیدا می‌کند پاسخ دادن به این سوال راحت‌تر است که «آیا به مدیریت فرهنگی قایل باشیم؟» در کنار هم قایل باشیم یا قایل نباشیم. از سوی دیگر به نظر می‌رسد انسان‌ها به جهت ویژگی‌هایی که خدای متعال در خلقت برایشان ایجاد کرده است؛ ویژگی تاثیرگذاری و تاثیرپذیری را دارا هستند. بنابراین وقتی به این مطلب قایل باشیم که انسان هم تاثیرگذار و هم تاثیرپذیر است، هنگامی که به عرصه فرهنگ ورود می‌کنیم پاسخ به درستی روشن است که انسان می‌تواند در این حوزه هم تاثیرگذار و هم تاثیر‌پذیر باشد. با این دو مقدمه و تعاریفی که از مدیریت و فرهنگ ارایه دادم اگر این دو واژه را در کنار هم قرار دهیم و این سوال را از خودمان بپرسیم که آیا فرهنگ مدیریت‌پذیر است یا نه؛ به درستی می‌توان پاسخ داد که حتما اینگونه است. فرهنگ قابل مدیریت است. چرا که افراد، مجموعه‌ها، گروه‌ها، سازمان‌ها و ساختارها در فرهنگ تاثیرگذارند؛ اگر به درستی برنامه‌ریزی و مدیریت شوند.


به نظر شما چرا فرهنگ باید مدیریت شود؟ و اساسا نتیجه مدیریت فرهنگ چیست؟
اگر حوزه فرهنگ هدایت و کنترل نشود در آن شاهد لاابالی‌گری خواهیم بود. به همین جهت نقش مدیریت در این جا خود را نشان می‌دهد. اگر فرهنگ را مدیریت نکنیم به تعبیر مقام معظم رهبری موجب ولنگاری فرهنگی خواهیم شد. وقتی فرهنگ رها شود و اجازه دهیم هر چه پیش آید خوش آید، ما را دچار آسیب‌های زیادی می‌کند. امروزه در بخش‌های مختلف در حوزه‌ی آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی یا حتی آسیب‌های اقتصادی و سیاسی در زندگی فردی و اجتماعی دچار معضلاتی هستیم. یکی از شاخص‌های مهم آن ولنگاری و رها شدن فرهنگ و عدم مدیریت فرهنگ است. بنابراین قطعا فرهنگ مدیریت‌ پذیر است و اگر این مدیریت صورت نگیرد دچار مشکلات و معضلات خودش خواهیم بود.
وقتی سخن از واژه مدیریت فرهنگ به میان می‌آید به ذهن تمرکز در کارهای فرهنگی نیز متبادر می‌گردد. نظر شما چیست؟
هرگز سبک کار مدیریت فرهنگ اینگونه نیست که همه چیز در یک فرد یا مجموعه خلاصه شود. منظور از مدیریت صرفا متمرکز شدن نیست. آنچنان گستره و دامنه فرهنگ وسیع است که نگاهی اینگونه به حوزه فرهنگ خطایی استراتژیک می‌باشد. اینکه این بحث انحرافی را در مقابل این نظریه که فرهنگ مدیریت‌ پذیر نیست قرار دهیم یک خطای جهان‌بینی و استراتژیک نسبت به موضوع فرهنگ وجود دارد.

صحبت از جهان‌بینی شد. از نظر شما نظام ارزش‌های جامعه چه جایگاهی در مدیریت فرهنگ دارند؟
هر جامعه‌ای بر پایه ارزش‌هایی شکل گرفته است. در جامعه ما ارزش‌های اسلامی و انقلابی به عنوان اصول و جزء نظام ارزشی جامعه می‌باشد.مواردی که تحت عنوان نظام ارزشی در کشور از آن یاد می‌شود نظام ارزشی انسان‌ها و آنچه که برای آن خلق شدند می‌باشد. وجود انسان بدون نظام ارزشی فردی و اجتماعی قابل تصور نیست. انسان توسط خالق هستی آفریده شده است و قرار است در فرآیندی پس از این دنیا به یک زندگی ابدی و اخروی وارد شود. به همین جهت لذت این زندگی در یک نظام ارزشی تعریف می‌شود. اگر نظامی لاابالی و رها شده باشد، ارزش، کرامت، عزت نفس و حقوق انسان‌ها و بسیاری از موارد دیگر از انسان سلب می‌شود. انسان دچار بی‌هویتی و بی‌ارزشی شده و دچار انحراف و خطا هستیم. به همین جهت باورهای یک جامعه به عنوان نظام ارزشی تلقی می‌شود که می‌بایست سرمنشأ آن محکم باشد. خوشبختانه در اندیشه مسلمانان و شیعیان بسیار عمیق و مورد توجه است. قرآن، خلقت، وحی الهی، پیامبر و جایگاه انسان ارزش است. اگر زندگی انسان در یک مسیر ارزشی و هدایت شده نباشد دچار سردرگمی و بی‌هویتی شده و انسان به بیراهه کشیده می‌شود. به همین جهت در بحث مدیریت همه‌ی هدایت و کنترل‌هایی که یک مدیر دنبال می‌کند بر اساس یک نظام ارزشی حاکم بر آن مجموعه، سازمان و جامعه است. اگر بخواهیم در حوزه مدیریت فرهنگ بدون در نظر گرفتن نگاه و نظام‌های ارزشی و بدون داشتن تفکر ورود کنیم قطعا در حوزه فرهنگ دچار بی‌هویتی و لا ابالی‌گری خواهیم شد.

از چشم‌انداز، ایده‌آل‌ و افق در مدیریت سخن گفته می‌شود در مدیریت فرهنگ این مباحث چه جایکاهی دارد؟
ایده‌آل‌ها همان مدینه فاضله ما در هر حوزه‌ای هستند که می‌توان به راحتی پذیرفت. نه تنها در حوزه فرهنگ بلکه در بسیاری موارد دیگر که درگیر آن هستیم باید ایده‌آل‌ها را ببینیم. در حوزه فرهنگ هم به همین صورت است.
حال آبا نظام ارزشی، همان غایت‌ و افق مدیریت فرهنگ نیست؟
مقام معظم رهبری از فرهنگ به هوا تعبیر می‌کنند که «فرهنگ مثل هوا همه جا جاری است» و همه در این هوا تنفس می‌کنند. اگر بهترین هوا و بهترین تنفس را داشته باشیم به نظرم حرف بسیار صحیح و اتفاق مبارکی است. گاهی افق‌ها را سطح پایین مشخص می‌کنیم و به جای اینکه نوک قله را به عنوان چشم‌انداز و هدف غایی در نظر بگیریم دامنه‌ی کوه را در نظر می‌گیریم. در صورتی که می‌دانیم افق و قله‌ای هم وجود دارد. در حوزه فرهنگ باید همیشه اوج قله و هدف غایی که می‌توانیم به آن دست یابیم را تعریف کنیم. مقام معظم رهبری راجع به امام خمینی (ره) می‌فرمایند، «امام خمینی ثابت کردند تا مرز انبیاء رفتن محال نیست». یعنی آن سیر معنوی و تلاشی که حضرت امام خمینی در نظام ارزشی خود طی‌کردند ایشان را تا مرز انبیاء و تعالی پیش برد. در حوزه‌های مختلف هم می‌توان این مساله را تسری داد. مثلا دروغ، تزویر، ریا و غیبت از جامعه حذف شود و رعایت حقوق دیگران در عرصه‌های مختلف رعایت شود. دین هم همین مساله را بیان می کند که برای تحقق بهترین‌ها تلاش کنیم. به دنبال آرمان‌ها و آرمان‌گرا بودن نکته مثبتی است. چشم‌انداز و افق‌هایی وجوددارد که شاید همه آن‌ها به دست نیاید اما انسان نباید از تلاش در راه تحقق آنها باز ماند. ممکن است همه نتوانند مثل حضرت امام (ره) تا مرز انبیاء پیش روند اما می‌توانند تا هر مرحله‌ای پیش روند. دست یافتن به ایده‌آل‌ها باید آرزوی هر کسی باشد و به نظرم اتفاق خوبی ست اگر همه نگاهی این چنین داشته باشیم.

مصادیق افق و ایده‌آل‌های‌خود در حوزه مدیریت فرهنگ را بیشتر توضیح می‌دهید؟
عرصه فرهنگ بسیار وسیع است. می‌خواهیم جامعه‌ای داشته باشیم که همه افراد جامعه حقوق یکدیگر را رعایت کنند. رعایت حقوق یکی از قله‌های ایده‌آل‌گرایی است. از دیگر ایده‌آل‌ها این است که مردم جامعه از یکدیگر دستگیری کنند. قرآن کریم به ثروتمندان می‌گوید؛ «از مال نیازمندان در مال تو قرار دادیم که به وسیله تو به نیازمندان داده شود». اگر واقعا تمامی ثروتمندان جهان این آیه قرآن را باور و به آن عمل کنند فقر از جامعه بشریت زدوده می‌شود. به طور مثال اگر همه جامعه چه در زندگی فردی و چه اجتماعی خود نظافت را رعایت کنند بسیاری از بیماری هایی که بشر در حوزه بهداشت با آن مواجه است پدید نخواهد آمد. در حوزه کشاورزی، آبیاری و کشت صیفی و سبزیجات با آب آلوده نمونه‌ای از عدم رعایت بهداشت است. محصول تولید شده به دست مردم میرسد و بسیاری از بیماری ها به دلیل عدم رعایت بهداشت در آب شرب و کشاورزی ایجاد می‌شود. ما جامعه را از لحاظ موضوعی به سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تفکیک می‌کنیم. اما در حقیقت خلقت یک منظومه در هم تنیده است که نمی‌توانیم آن هارا از هم تفکیک کنیم. اگر بر کشاورز جامعه ما نظامی ارزشی حاکم باشد هیچ گاه به خودش اجازه نمی‌دهد از آب آلوده در  کشاورزی استفاده کند. اگر به فرهنگ و باوری صحیح معتقد باشد به چنین کاری دست نمی‌زند و بر سلامت جامعه تاثیرگذار خواهد بود. این اثرگذاری از سمت کشاورزی است که شاید در طول زندگی او را ندیده باشیم اما اندیشه، فکر ، فرهنگ و باور او بر زندگی من اثرگذار است. به جهت گستردگی دامنه فرهنگ این تعبیر اشتباه به کار می‌رود که فرهنگ مدیریت‌پذیر نیست.. اگر فرهنگ به خوبی هدایت و کنترل شود و تاثیرات مثبتی بر جامعه داشته باشد جامعه ایده‌آل و متفاوتی نسبت به گذشته خواهیم داشت.اگر نسبت به موضوع فرهنگ نگرش صحیحی داشته باشیم اثرات آن در هزاران کیلومتر اطرافمان قابل مشاهده است. برخی اوقات تصمیم‌گیری‌های گروهی مثل کسانی که در جامعه امریکا جنگی را ایجاد می‌کنند اثرات عمیق و جبران‌ناپذیری در جوامعی مثل افغانستان، عراق و یمن  به دنبال دارد. چرا؟ چون نظام ارزشی و نوع جهان‌بینی کسانی که امروز به عنوان استکبار در جهان مطرح هستند نسبت به زندگی بشری تخریب‌ها و خسارات غیر قابل جبران به همراه دارد. حوزه فرهنگ، نظام ارزشی و باورها دامنه وسیعی دارد. تمام مولکول‌های خلقت در حال حرکت و تاثیرگذارند. اگر می‌خواهیم کاری تخصصی در حوزه‌ای انجام دهیم نگاه تخصصی نباید ما را از تاثیر و تاثری که می‌تواند داشته باشد غافل کند. جنس خلقت و فرهنگ اینگونه است. ما همچنان از رفتارهای پیامبر اکرم (ص) در 1400 سال پیش اثرپذیری داریم. بیان، کلام و رفتار پیامبر همچنان برای ما اثرگذار است. در فرآیند خلقت گذشته، حال و آینده کاملا مرتبط هستند. هنگامی که از زمان صحبت به میان می‌آید قابل تفکیک است اما در واقعیت و اصل جداشدنی و قابل تفکیک نیستند. اینکه در یک نظام تفکیکی به همه چیز نگاه کنیم غیرممکن است. از بدو نظام خلقت  تا انتهای آن همه چیز در ارتباط است. به نظرم شناخت کامل از خلقت ما را به جهان‌بینی و نگاهی درست هدایت می‌کند.

آیا وضعیت کنونی مدیریت فرهنگ مطلوب است؟
متاسفانه شرایط مطلوبی در این حوزه چه به صورت کلی چه به صورت تفکیکی نداریم. شرایط ترافیکی، رعایت حقوق افراد نسبت به یکدیگر، راستگویی در جامعه و بسیاری از مشکلاتی که در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی وجود دارد غالبا ریشه در عوامل فرهنگی دارد. با مشاهده خروجی‌ها متوجه می‌شویم شرایط مطلوبی در حوزه فرهنگ وجود ندارد و فاصله زیادی تا ایده‌آل‌ها دارد.

چه راهکاری برای بهبود وضعیت پیشنهاد می‌کنید؟
برای رسیدن به شرایط مطلوب در فرهنگ باید در این حوزه سرمایه‌گذاری کنیم. کارها را به اهل خود بسپاریم و بر اساس مبانی ارزشی به سراغ منابع موجود برویم. در تعریف مدیریت بیان شد که مدیریت  به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی می‌باشد. آیا این کار را انجام می‌دهیم؟ پاسخ به روشنی مشخص است. آیا جامعه از انرژی جوانی که بسیار زیاد و به عنوان یک نعمت الهی است استفاده می‌کند؟ آیا از منابع مادی خودمان شامل معادن، دریا، خاک، آب به درستی استفاده می‌کنیم؟ در کشاورزی از منابع آبی استفاده بهینه نمی‌شود و درصد بسیار زیادی هدر می‌رود.متاسفانه نتوانستیم به درستی منابع را مدیریت و از آن استفاده کنیم. فرصت‌ها را می‌سوزانیم و به هدر می‌دهیم. گاهی در مدیریت آنقدر که به دنبال نقاط ضعف هستیم به دنبال نقاط مثبت نیستیم. وقتی در نگرش و فعالیت‌هایمان دچار نوعی انحراف نگرش شویم طبیعتا نتایج مورد انتظار تحقق نمی‌یابد.
شرایط لازم را ایجاد می‌کنیم اما شرایط کافی را فراهم نمی‌کنیم و در نهایت معادلات در جامعه حل نمی‌شود. بنابراین برای رسیدن به آنچه هست خداوند متعال نعمت‌های زیادی قرار داده. خداوند در زمانه ما نعمتی به نام رهبری که حضرت آیت الله خامنه‌ای هستند را قرار داده است.قبل از آن جامعه از نعمت وجود حضرت امام خمینی (ره) بهره مند بود. پیغمبر اسلام، ائمه معصومین خودشان و اندیشه هایشان در جامعه حضور دارند. چقدر از این نعمت‌ها استفاده می‌کنیم؟ از اندیشه‌های مقام معظم رهبری به عنوان فرمانده، رهبر و ولی خود چگونه استفاده می‌کنیم؟ بیانات ایشان را می‌شنویم و به راحتی از کنار آن رد می‌شویم. گاهی حتی نمی‌شنویم.
مقام معظم رهبری در حوزه‌های فرهنگ و اقتصاد به خوبی مسیر را نشان دادند. لقمه آماده ایست که باید دریافت و از آن استفاده کنیم. اگر بتوانیم از نعمت‌های خداوند متعال که در عرصه‌های مختلف به ما عطا کرده استفاده کنیم هم نقطه تحول خواهد بود و هم به ایده‌آل‌هایمان دست خواهیم یافت.
عقل یکی دیگر از نعمات است. تفکر از خصوصیات عقل است. متاسفانه جامعه ما اهل تفکر، اندیشه و کتاب‌خوانی نیست.اگر با موارد گفته شده انس بگیریم می‌توانیم با استفاده از راه‌های میانبر به ایده‌آل‌ها برسیم. این‌ها راه‌حل‌های حوزه فرهنگ است.باید بتوانیم با شناخت عمیق و دقیق از نعمت های اطرافمان به درستی استفاده کنیم و برای خود و پیرامون خود جامعه‌ای ایده‌آل و آرام را رقم بزنیم.

شما سوابق مختلف مدیریت فرهنگ را در کارنامه فعالیت‌های خود دارید. در این حوزه چه عملکردی داشتید و چه تجاربی حاصل شد؟
همیشه شیوه‌ای در کارها داشتم که اثربخش بوده و نتایج خوبی حاصل شده. ابتدا نیروهای قوی، متخصص و متهعد را شناسایی و سپس آن‌ها را پیرامون خود می‌چینم. دوستانی که با دست خالی در همین حوزه هنری بدون چشم داشتی مشغول فعالیت هستند. در حوزه هنری برای فعالیت‌هایشان بسترسازی کردیم.
در حوزه سینما استعدادی به نام سید مصطفی حسینی را شناختم. تاثیرگذاری وی در سینما به قدری بود که تا کنون 15 سینما در 12 سال گذشته ساخته شده است. تخصص و تعهد دو بال پرواز برای پرنده است. روشی بود که به کار بردم و به حمدالله نتایج خوبی حاصل شد. حتی گاهی اختلاف سلایقی وجود داشت اما به خاطر تعهد کاری فرد مورد نظر چشم پوشی می‌کردم. نکته دوم اولویت‌بندی در کارها می‌باشد. اینکه چه فعالیت هایی اولویت دارد. وقتی مقام معظم رهبری بیان کردند، «سینما هنر برتر است» در فعالیت‌های حوزه هنری اولویت را از دو جهت به سینما اختصاص دادم. زیرساخت‌هایی برای آن ایجاد کردیم که ما را زودتر به هدف می‌رساند. دیگر اینکه در حوزه اقتصاد هنر این بخش می‌توانست به خودکفایی برسد و از زیان‌دهی گذشته خود خارج شود. با سرمایه‌گذاری که در سینما اتفاق افتاد نتایج مطلوبی گرفتیم. زمانی بازسازی سینما در کشور به عنوان یک فعالیت اشتباه تلقی می‌شد. این ریسک را انجام دادیم و جزء اولین کسانی بودیم که  سینماها را بازسازی کردیم و پس از آن تاثیرگذاری آن را مشاهده کردیم. امروز می‌بینیم در سطح کشور بخش خصوصی در این حوزه سرمایه گذاری می‌کند و سالن سینما می‌سازد. به نظرم اصفهان توانست در حوزه سینما در کل کشور اثرگذار شود و به یک جریان در عرصه سالن های سینما تبدیل شود. نکته سوم تلاش شبانه‌روزی و کار جهادی می‌باشد که امروزه مرسوم است.
به نظرم سه عامل سرمایه‌گذاری، سپردن کارها به اهل خود و تلاش  شبانه‌روزی در موفقیت ما نقش اساسی داشت. حضرت امیرالمونین (ع) می‌فرمایند؛ «اگر برای به دست آوردن چیزی تلاش کنید همه‌ی آن یا بخش عمده‌ای از آن را به دست می‌آورید». هر آنچه را برای آن تلاش کردیم به دست آوردیم و چیزهایی را که به دست نیاوردیم برای آن به درستی تلاش نکردیم.

مدیر سابق حوزه هنری اصفهان در پایان صحبت‌های خود گفت: تکرار در حوزه فرهنگ لازمه کار است و به آن قایل هستم. جنس فرهنگ اینگونه ست. تکرار مبانی‌ اندیشه ای در حوزه فرهنگ حسن است. در حوزه فرهنگ از خوبی‌ها گفتن ذکر است. هر چه آن‌ها را  تبیین، تعمیق و تثبیت کنیم که رفتارهای جامعه بر اساس آن شکل گیرد اثرگذار است.
 

ارسال نظر

• نظراتی را که حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
• نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.