حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: انسان بداخلاق بسیار خطا می کند و زندگی اش تلخ می شود.

دفعات بازدید: 1346 بار

شنبه، 25 دی 1395

قواعد فرهنگ، قواعدی غیر رسمی است

قواعد فرهنگ، قواعدی غیر رسمی است

دکتر ربانی عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان معتقد است: بایستی جنس فرهنگ را شناخت و براساس آن مدیریت کرد. جامعه‌ی ما گرفتار ساختارها و روال های رسمی شده است در حالی که فرهنگ غیررسمی است. مدیریت فرهنگ در جامعه باید با توجه به فرهنگ غیررسمی صورت بگیرد. همچنین در زمینه‌ی فرهنگ به هیات‌های اندیشه‌ورز نیاز داریم.   در ادامه به گفتگوی رصدخانه فرهنگی مهران با این صاحب نظر دانشگاهی می پردازیم:
 
تعریف شما از فرهنگ چیست؟
از نظر ما فرهنگ ذهنیت و عقلانیتی است که در جامعه وجود دارد. درواقع فرهنگ مبنای اندیشیدن و تصمیم‌گیری جامعه است و مثل روحی در جامعه حاکم است یا مثل چتری فراگیر بر جامعه سایه انداخته و حرکت دارد. در قرآن از فرهنگ با عنوان عقل معاش یاد شده است و در کتب فقهی هم فرهنگ همان عقلانیت معرفی می‌شود که حکمای ما عقل عملی را مطرح کرده‌اند. عقل عملی به عوامل و قوایی مربوط می‌شود که در جامعه و در انسان سبب حرکت می‌شود و محرک به اراده و تصمیم‌گیری هستند و می‌توانند جنبه‌های الهی و شیطانی هم داشته باشند. همچنین تعبیر دیگری که مبنای قرآنی دارد و راجع به فرهنگ قابل استفاده است، مفهوم شاکله است. در واقع فرهنگ شاکله‌ی معنوی و فکری جامعه را شکل می‌دهد¬. بر اساس آیه‌ی 84 سوره‌ی اسراء شاکله یعنی طریقه‌ای که در اعتقاداتمان داریم و شاکله معنوی و فکری در واقع شاکله اصلی است یعنی طریقه‌ای که ساختمان اصلی انسان را شکل می‌دهد. بر طبق این آیه از قرآن انسان در سطح فردی و اجتماعی شاکله را خودش می‌سازد و عواملی در شکل‌گیری آن تاثیر دارد. شاکله را می‌توان بر مبنای عقلانیت الهی و مبتنی بر خیر جامعه ساخت و می‌توان هم بر اساس عقلانیت شیطانی ساخت و اینجاست که فرهنگ جنبه‌ی منفی پیدا می‌کند. بنابراین انسان در سطح فردی و جمعی در ساختن شاکله اختیار دارد و اینجاست که مدیریت فرهنگی معنا پیدا می‌کند. در واقع هنگام بحث از مدیریت فرهنگ این پیش‌فرض وجود دارد که می‌توان فرهنگ را ساخت، تغیر و یا شکل داد یا به تعبیر قرآنی شاکله معنوی با اختیار و آزادی انسان بدست می آید.
 
 بنابراین با توجه به این آیه قرآن جامعه در مدیریت فرهنگ آزاد است البته هدایت گری عام است ولی به صورت خاص کار ما نیست؟
مدیریت فرهنگ هم می‌تواند در مسیر اعتدال پیش برود و هم در مسیرهای افراطی و تفریطی. مسیر اعتدال این است که برای فرهنگ برنامه‌ریزی و مدیریتی از جنس خود فرهنگ داشته باشیم. مدیریت فرهنگ در واقع مدیریت ذهنیت و عقلانیت جامعه است بنابراین مدیریتی که هدفش رشد و تعالی است با مدیریت بر روی اجزا و مواد فیزیکی متفاوت است. جنبه‌های افراط و تفریط مدیریت فرهنگ این است که عده‌ای فکر کنند این مدیریت می‌تواند با مدیریتی که روی چیزهای ملموس و فیزیکی انجام می‌شود، منطبق باشد. برای مثال کلمه‌ی مهندسی فرهنگی تنها اشتراک لفظ است و خطای بزرگ در کشور ما این است که همان مدل‌های رشته‌های فنی را به فرهنگ بیاوریم. مدیریت فرهنگ به طور ذاتی و اساسی با مدیریت‌های دیگر تفاوت ماهوی دارد. 
 
مدیریت فرهنگ دارای عناصر و حلقه‌های زیادی است. در مراحل آخر به جنبه‌های مشهود و ملموس فرهنگی می‌رسیم اما این جنبه‌های ملموس فرهنگی حلقه‌های آخر فرهنگ است و عناصر اصلی نیستند که مورد توجه قرار بگیرند بلکه باید به ریشه‌ها توجه کرد. در جامعه‌ی ما در واقع این شالوده‌های فرهنگی بایستی شناخته شوند که البته شناخت آنها خیلی هم راحت نیست ولی با این حال اگر آنها را نشناسیم امکان مدیریت خیلی کم می شود. 
 
یکی از نقص‌های مهم در شناخت شالوده‌ها این است که بدانیم قواعد فرهنگی ما قواعد غیر رسمی است. برای مثال در یک اداره یک سری قوانینی وجود دارد و افرادی هم بر اساس آن قوانین کار می‌کنند. اما در زندگی همان افراد قواعدی حاکم است که بسیاری از آنها نانوشته است ولی اهمیتش از قوانین نوشته شده در زندگی بیشتر است. اینها قواعد فرهنگی هستند و ما باید به این قواعد نانوشته توجه کنیم و مدیریتش از جنس دیگری است. مثلا اگر می‌خواهیم بحث حجاب در جامعه تغییر کند با ابلاغ و دستورالعمل نمی‌شود. بنابراین باید بدانیم مدیریت در فرهنگ از جنس غیررسمی است. در واقع ما یک جامعه‌ی غیر رسمی در موازات همین جامعه رسمی که در آن هستیم، داریم و باید توجه داشته باشیم که این جامعه‌ی غیررسمی چه عناصر و شالوده‌هایی دارد. مثلا دستگاه‌های متولی فرهنگ از جمله شهرداری و سازمان تبلیغات است، روابطی که در این سازمان‌ها وجود دارد چه در داخل و چه با مردم روابط رسمی است و در نتیجه نمی‌توان انتظار موفقیت از اینها داشت. از آموزش و پرورش رسمی نمی‌توان انتظار پرورش نیروهایی داشت که برای انقلاب نیاز داریم.کتابهای خوبی ممکن است داشته باشند ولی ساختن نوجوان و جوان مطابق با فرهنگ انقلاب با کتاب انجام نمی‌شود.
 
بنابراین مدیریت فرهنگی در جامعه‌ی ما با توجه به فرهنگ غیررسمی باید صورت بگیرد. مثلا در بخش غیررسمی مانند مسجد و خیریه‌ها می‌توان دید که نوع روابطشان با مردم جامعه چگونه است و آیا الگویشان همان الگوی سازمان‌های فرهنگی ماست؟ در جامعه‌ی غیر رسمی ما انگیزه‌ها غیرمادی است هر چند فرد ممکن است حقوق هم بگیرد. ما این الگو را باید تسری بدهیم.
 
آن چیزی که در دنیا اتفاق افتاده این است که شکاف بخش رسمی و غیر رسمی خیلی کم شده است و به خاطر همین جامعه نظم‌پذیر شده‌اند یعنی جامعه‌ی رسمی خود را متفاوت از جامعه غیر رسمی نمی‌بینید.  اما در اینجا جامعه‌ی رسمی را در تقابل با جامعه غیررسمی نشان داده‌ایم. چرا یک نفر خیلی راحت در رانندگی قانون‌شکنی می‌کند ولی همین فرد هنگام وارد شدن به یک ساختمان می‌گوید شما بفرما؟ این دوگانگی‌ها باید حل شود. بنابراین برای کار فرهنگی سازمان رسمی و غیررسمی ما باید نهایتا یکسان شود. مثلا در جنگ تحمیلی با وجود سازماندهی وسیع و سلسله مراتبی که بود، روابط غیر رسمی وجود داشت. 
 
مهندسی فرهنگی یعنی طراحی ساز و کارهایی که با ایجاد تغییرات در مسیر صحیح پیش برویم. در مهندسی فرهنگی باید با فرهنگ آشنا بود و فرهنگ را براساس منطق خودش تغییر داد. این که مدی که جوانان به دنبالش هستند با دستورالعمل و ابلاغیه بخواهیم تغییر دهیم منطق فرهنگ نیست. تلگرام بخشی از منطق فرهنگ است. جایی ننوشته که می‌خواهد سبک زندگی را تغییر دهد ولی در حال تغییر دادن است. باید این را یاد بگیریم که چگونه می‌توان بینش‌های جامعه را تغییر داد. همچنین بایستی دولت تخصیص بودجه را به میزان بیشتر به اهل فرهنگ بدهد. با افرادی که علاقه‌مندی فرهنگی دارند ولی واقعا متخصص فرهنگی نیستند نمی‌توان نتیجه‌ای بدست آورد.
 
حال اگر فرهنگ را به اهلش بدهیم اما زمانی که افراد وارد ساختار می‌شوند، جزئی از آن ساختار می‌شوند، راهکار چیست؟
رهبر انقلاب برای بسیج و قرارگاه‌های فرهنگی تشکیل هیات‌‌های اندیشه‌ورز را توصیه کرده‌اند. ما هیات‌های اندیشه ورز نیاز داریم. کسانی که واقعا اندیشه‌ورز باشند یعنی اندیشه‌ای داشته باشند و بتوانند اندیشه‌شان را در عرصه بحث و گفت وگو ورز دهند. می‌توان از تجربیات دنیا استفاده کرد. همین هیات‌های اندیشه‌ورز الان در آمریکا چگونه عمل می‌کنند. ما نگاهمان به فکر و دستگاه‌های فکری یک نگاه تشریفاتی است. عده‌ای چیزی بگویند، چاپ کنند، جایزه بگیرند و بعد هم کار دیگری انجام ‌دهند. این اشتباه است. جا به جا کردن جای فکر و عقل و دست و پا است. واقعا کسانی که دارند در سازمانها مدیریت می‌کنند خودشان را دست و پا می‌دانند در حالی که باید فکر را تهیه کنند و این فکر مشورت نیست. ترسیم ساز و کار است. تعیین مسیر و مبانی اصلی کار است وسایرین باید تبعیت کنند.
 
آیا افراد مناسب برای این کار را داریم؟
معتقدم که داریم ولی میدان به آنها نمی‌دهیم. بایستی اندیشه‌ورز را جای خود قرار داد و اجرا هم دست مجری داد. ما این دو را جابه‌جا کردیم. عده‌ای متفکر داریم که الان مدیر اجرایی شده‌اند در نتیجه وقت فکر کردن ندارند. باید بپذیریم که عده‌ای بنشینند فکر کنند و عده‌ای هم اجرا کنند. کارفرهنگی با عجله کار کردن که ظرف یکسال یا پنج سال همه چیز درست بشود هیچ گاه ثمر نمی‌دهد. 
 
وقتی جامعه این قدر به سرعت متحول می‌شود پس چرا ما نمی‌توانیم تحولات را اینقدر سریع ایجاد کنیم؟ 
به خاطر این که ما گرفتار ساختارها و روال های رسمی شده‌ایم و اینها را مبنا قرار داده‌ایم. در حالی که فرهنگ غیررسمی است. کار فوری و ضروری این است که فرهنگ را به صورت غیر رسمی به سوی ابعاد مثبت پیش ببریم تا بتوانیم نتیجه بگیریم. 
 
منظورتون از ساختار همان شاکله است؟
نه. شاکله همان هویت است. ما یک نوع هویت فرهنگی داریم که این هویت شالوده‌هایی دارد که یکی از آنها غیر رسمی بودنش است.
 
شالوده شکنی هم باید داشته باشیم؟
شالوده شکنی  به همان اندازه که مهم است باید برای آن کار انجام داد. مثلا مسیر انقلاب  از بین بردن روابط شاهنشاهی بود. این یک نوع شالوده شکنی بود و موفقیت هم بدست آمد. اما در حال حاضر اشرافیت بزرگی در جامعه شکل گرفته که از جمله‌ی آن حقوق‌های نجومی  است. باید ببینیم در سازمان های فرهنگی برای شالوده شکنی فرهنگ اشرافیت چه کار می شود؟ آیا همین دوستان خود ما گرفتار این فرهنگ اشرافیت نیستند؟ مدرک دکتری دادن به مدیر فرهنگی یعنی اشرافیت را زنده کردن. جلسه بگذاریم و حقوق چند میلیونی به سخنران بدهیم و آخر هم بگوییم کار فرهنگی باید خرجش کرد. اینگونه نمی‌توان فرهنگ انقلابی را در جامعه درست کرد. بنابراین بایستی شالوده‌ها را شناخت و نباید تنها بر روی حلقه‌های آخر و ظاهری فرهنگ کار کرد چرا که جامعه این کارهای سطحی را پس خواهد زد.
 
 

ارسال نظر

• نظراتی را که حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
• نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.