حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: انسان بداخلاق بسیار خطا می کند و زندگی اش تلخ می شود.

دفعات بازدید: 1217 بار

سه‌شنبه، 28 دی 1395

فرهنگ‌سازی کاری نرم‌افزاری است

فرهنگ‌سازی کاری نرم‌افزاری است

دکتر مطیع، استاد دانشگاه صنعتی اصفهان، فرهنگ را یک کار نرم‌افزاری می‌داند و معتقد است کارهای نرم‌افزاری نیازمند نوآوری، اسطوره سازی، عقل اشرافی و عقل قدسی هستند. همچنین ویژگی های کار فرهنگی را خدامحوری، داشتن مدیریت آهنربایی، صبور و حلیم بودن می‌داند. به اعتقاد این استاد دانشگاه نتیجه‌ی کار فرهنگی امروز ده سال دیگر جواب می‌دهد. در ادامه گفت و گوی مهران با ایشان آمده است.  
 
در زمینه‌ی فرهنگ دو نگاه وجود دارد. عده‌ای معتقدند فرهنگ مدیریت‌پذیر است و عده‌ای هم اعتقاد دارند که بایستی زیرساختهایی جهت توسعه‌ی فرهنگ ایجاد کنیم. نظر شما چیست؟ آیا به نظر شما فرهنگ مدیریت‌پذیر است یا خیر؟  
از نظر من فرهنگ به لحاظ سخت‌افزاری مدیریت‌پذیر است ولی به لحاظ نرم‌افزاری و انسانی مدیریت‌پذیر نیست. به لحاظ سخت‌افزاری باید همه‌ی مراحل لازم را طی کنیم. یعنی تشکیلات، طرح و برنامه داشته باشیم، هدف‌ها و راهبردها را مشخص کنیم و نهایتا راهکارها را تعریف کنیم، همچنان که سیره رسول  اکرم و امیرالمومنین در 5 سال حکومتشان بوده است. در زمینه سخت‌افزاری سه نوع راهبرد داریم: راهبردهای باوراننده، انگیزاننده و بازدارنده. راهبردهای باوراننده بر ذهن، اندیشه و دیدگاه ما تاثیر می‌گذارد و به فکر ما مربوط می‌شود. راهبردهای انگیزاننده به احساسات، عواطف و به حوزه ناهشیار ما مربوط هستند. راهبردهای بازدارنده مربوط به نیروی انتظامی و قوه قضائیه است. جایی که در عمل جلوی بعضی رفتارها را می‌گیرند. برای هر راهبرد یک سری راهکار باید تعریف شود وتناسب راهکارها باید حفظ شود. برای مثال بدانیم اگر مرحله اول باوراننده‌ها را عمل کردیم حدود 60 درصد کار انجام شده بعد انگیزاننده‌ها وارد عمل بشوند و احساسات را تحریک کنند که حدود 30 الی 35 درصد تاثیر دارند و در مرحله‌ی آخر زمانی که افراد به هیچ وجه زیر بار نمی‌روند و مرتب خطا می‌کنند باید از بازدارنده‌ها که حدود 5 درصد موثر است، استفاده کنیم.
 
اختیار انسان سبب می‌شود فرهنگ از نظر نیروی انسانی و نرم‌افزاری مدیریت‌پذیر نباشد. مثلا کسی که در خانواده‌ی خیلی مذهبی بزرگ شده باشد ولی همچون پسر نوح باشد و یا با وجود عالی‌ترین شوهر همانند زن لوط باشد و برعکس در کافرترین خانواده همانند آسیه بود. بنابراین تاثیرگذاری بر روی انسان بسیار سخت است. به علاوه این مسئله به سن هم مربوط می‌شود به طوریکه هرچه سن بالاتر رود، از تاثیرگذاری بر روی افراد مایوس‌تر می‌شویم. 
 
یک مساله‌ی مهم این است که کار فرهنگی امروز شروع می‌شود و ده سال دیگر 10 درصد ثمر می‌دهد. شهید بهشتی هم در این زمینه گفته‌اند که ممکن است نتیجه‌ی کار فرهنگی را در عمر خودت نبینی یعنی این قدر دیر جواب می‌دهد. کارهای سخت‌افزار خیلی خوب پیش می‌روند اما فرهنگ سازی کاری نرم‌افزاری است.
 
لطفا در مورد سخت‌افزار هم توضیح دهید.
در سخت‌افزار منظور این است که شما طرح و تشکیلات داشته باشید، منابع را بشناسید و جهت برنامه‌ریزی، هدایت و نظارت اقدام کنید. این سخت افزاری که اکنون حاکم است را من یک سخت افزار ناکارآمد می‌دانم. شورای عالی انقلاب فرهنگی شاید قرار است که مسئولیت کلان فرهنگی کشور را به عهده داشته باشد و نقشه جامع را اداره کند ولی عملا ا ین کار را انجام نمی‌دهند، چون این آقایان گرفتاریهای مربوط به خود را دارند و دو سه هفته یک بار جلسه‌ای می‌گیرند ولی کار لازم را انجام نمی‌دهند. با این حساب تکلیف سطوح پایین‌تر هم مشخص است. بنابراین حالا که این‌قدر سخت‌افزار خراب است افرادی که می‌خواهند کار نرم‌افزاری کنند معطل این سخت‌افزار ناکارآمد و ناقص نباید باشند،بلکه خود دست به اقدام بزنند. نرم‌افزار یعنی همان محتوای فرهنگی جایی که نهایتا تاثیر را می‌بینیم.
 
در مورد نرم‌افزار لطفا بیشتر و کاربردی‌تر توضیح دهید.
وقتی می‌گوییم کار نرم‌افزاری یعنی فردی که می‌خواهد این کار را انجام دهد باید زمان و فضا را بشناسد، اوضاع را رصد کند و هوشمندی محیطی داشته باشد. همچنین کار نرم‌افزاری یک کار خدامحور است. یعنی افراد باید برای رضای خدا کار کنند. به علاوه این کار باید انسان دوستانه باشد و دیگران را تنها از آن لحاظ که انسان هستند دوست داشته باشد نه از آن لحاظ که هم‌نژاد، هم دین و... هستند. نکته‌ی بعد این که زمانی که  یک مشکل فرهنگی اتفاق می‌افتد باید ابتدا روشنگری کرد. تحلیل کرد که چه اتفاقی افتاده و بعد بیان کنیم حالا برای رفع این اشکال باید چه کارهایی انجام دهیم و انجام این کارها چگونه باعث رفع مشکل فرهنگی می شوند. یعنی بیمار فرهنگی تا نحوه‌ی تاثیرگذاری درمان را نداند هیچ کاری انجام نمی‌دهد همه چیز باید تفهیم شود برعکس بیمار جسمی که نسخه‌ی دکتر را بدون چون و چرا می‌پذیرد. در این باره شهید باهنر گفته است که در کار فرهنگی از جایی شروع کنید،که مخاطب دوست دارد و به جایی برسانید که خودتان دوست دارید. همچنین شهید آوینی هم گفته است که اگر بخواهیم کسی را نردبانی بالا ببریم (نردبان فرهنگی) این است که آن شخص خودش پایش را روی پله‌ی اول بگذارد. نکته‌ی دیگر که هم سخت‌افزاری و هم نرم‌ا فزاری است این می‌باشد که تمام عناصر شما باید توجیه شده باشند، منظور عوامل اجرایی است. همه‌ی افراد از آبدارچی تا کارمند باید در سیستم نسبت به آن کار توجیه شده باشند، در غیر این صورت ممکن است مانع شوند.
 
علاوه بر این موارد وضعیت فرهنگی باید موجودشناسی و مطلوب‌شناسی شود. و پیشنهادها و راه‌حل‌ها برای رسیدن به وضع مطلوب ارائه و انجام شود. همچنین لزومی ندارد ما سازمان و مرکز دیگری را راه بیاندازیم، همین موجودات خودمان را باید مدیریت کنیم. اتاق فکر داشته باشیم و نظارت و ارزشیابی کنیم.
 
در کارهای نرم‌افزاری نوآوری به لحاظ ساختاری و محتوایی، اسطوره سازی، عقل اشرافی و عقل قدسی نیاز داریم. شاید در اوایل انقلاب عقل مشایی یا منطقی کاربرد داشت اما الان که در دوران پست مدرن هستیم عقل قدسی و اشرافی کاربرد دارند که معنوی هم هستند. عقل مشایی لازم هست ولی کافی نیست. چه شد که عده‌ای به عنوان مدافع حرم رفتند عقل منطقی معمولی برای این کار کافی نیست این افراد یک مکاشفه‌ای داشته‌اند و به گونه‌ای دیگر به این نتیجه رسیده‌اند که باید بروند. جوانهای امروز به چیزی ما فوق ظاهر(فراعقل) نیاز دارند. الان جهان به بعد معنوی نیاز دارد یعنی حرفهای عقلانی امروز یک بعد عرفانی کم دارند در حالی که جوان به این بعد نیاز دارد. علت وجود مشکلات در جامعه کمبود بعد عرفانی است. دشمن این مساله را به خوبی فهمیده و به همین دلیل عرفان‌های نوظهور را مطرح کرده است. یعنی نیاز را فهمیده ولی برای رفع این عطش آب فاسد می‌دهد. 
 
از دیگر نکات کار فرهنگی محبت محور بودن است، مدیریت آهنربایی است یعنی جاذبه حداکثر و دافعه حداقل و یعنی همه افراد را به میزانی که آهن دارند دور قطبی جمع کنیم. هر چه آهن بیشتر باشد به قطب نزدیکتر می‌شوند به تعبیر دیگر بهترین برنامه‌های فرهنگی آنهایی هستند که برای عوامل آن برنامه مفیدترین‌ها باشد. یعنی وقتی می‌خواهید دیگران را جذب کنید نباید مثل آنان شوید. بلکه باید روی ارزشهای خودتان بیشتر تاکید کنید و بقیه را به میزان آهنشان که احتمالا همان فطرتشان است جذب کنید. صبر و حلم هم از فاکتورهای مهم فرهنگی است. 
 
از جمله مثال‌های کارهای فرهنگی در سیره اهل بیت می‌توان به جنگ بدر اشاره کرد که پیامبر اکرم شرط آزادی اسراء را یاد دادن سواد به مسلمانان قرار داده بودند. یا امیرالمومنین علیه‌السلام به فرمانداران خود توصیه کردند که برای دانشمندان هر شهر کلاس تشکیل بدهند و از مردم بخواهند که در این کلاسها شرکت کنند امام با همه مشغله‌ای که داشتند نگاه آموزش و پرورشی داشتند و این نوعی مدیریت فرهنگی است. تفسیر قرآن و تفسیر حدیث، پاسخ به شبهات و مبارزه با تعصبات جاهلیت از دیگر کارهای فرهنگی ایشان بود. بنابراین فرهنگ خیلی مهم است و در سیره‌ی اهل بیت هم زیاد است ما باید پیدا کنیم و بررسی کنیم.
 
بحث موزاییکی که قبلا مطرح کردید چیست و نسبتش با مدیریت فرهنگی چیست؟
این بحث بیان می کند حالا که زیر ساخت های سخت افزاری کامل و کافی نیستند کسی که کار فرهنگی می کند خودش بیاید بررسی کند کجای کار مشکل فرهنگی است و در همان زمینه کار کند و مرتب اعتراض و شکایت نکند.
 
حالا چه کار کنیم که افراد این موزاییک‌های جا افتاده را کشف کنند و بفهمند کجا باید کار کنند؟
اینجا رصد و هوشمندی محیطی به ما کمک می‌کند.
 
آیا مقوله‌ی فرهنگ که این قدر مهم و تاثیرگذار است، نیاز به این ساختمان ها و ادارات امروزی دارد که شاید واقعا کاربرد آنچنانی هم ندارند؟
شاید روزی به این نتیجه برسیم که خیر نیاز به این مکانها نبوده و این مکانها محل کسب درآمد برخی افراد بوده است.
 
فکر نمی‌کنید که مدیران و فعالان فرهنگی با هم اتفاق نظر ندارند و جایی هم نیست که این مدیران با هم به اتفاق برسند؟
دقیقا همین طوراست و این خلا به شورای انقلاب فرهنگی مربوط می‌شود.
 

ارسال نظر

• نظراتی را که حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
• نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.