حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: انسان بداخلاق بسیار خطا می کند و زندگی اش تلخ می شود.

دفعات بازدید: 1105 بار

شنبه، 1 شهريور 1393

خبرنگار بازاریاب بیشتر از خبرنگار پرسشگر داریم

خبرنگار بازاریاب بیشتر از خبرنگار پرسشگر داریم

 

مهران – زهره سادات کاظمی: در بررسی مشکلات مطبوعات به دنبال خبر نگارانی رفتیم که سالها است در این شغل مشغول اند والبته به خوبی با مشکلات اشنا هستند وروحیه نقادی دارند.از زهره یعقوبی که بیش از ده سال از است در این حرفه فعالیت می کند خواستم به سولات ما پاسخ بدهد.
سوالم بامقایسه بازار ملک با عرصه مطبوعات شروع شد و از او خواستم نظرش را در مورد بساز بفروش یا بنویس بفروش، بساز بنداز و بنویس بنداز در مطبوعات اصفهان بگویید.
این خبرنگار حرفه ای که سالها درعرصه خبر فعال است، با تعجب نگاهی می کند وانگار از سوالم خوشش نیامده می گویید:
 
مقایسه جالبی نیست. بازارملک و مطبوعات، هر چند ماهیت هر دو عرضه است کالا یا خبر! اصلا بازاری کردن کار فرهنگی را نمی پسندم. بساز و بفروش با هدف و نیت فروش کار شروع می کند و خبرنگار شاید جزدر موارد بسیار نادر نوشتن را به نیت فروختن آغاز نمی کند. 
 
خدا را شکر بنویس و بنداز نداریم برخلاف بساز و بنداز، ولی بنویس و بفروش هم شاید خیلی کم. این درسته که به هر حال خبرنگار، پولی بابت حق التحریر یادداشت گزارش و خبر بعد از انتشار می گیرد ولی اینکه بگویم موقع نوشتن با نیت مبلغی که می خواد بگیرد مینویسد یا فکر میکند تقریبا غیر ممکنه به نظرم نوشتن هر مطلبی از پیدا کردن سوژه تا تکمیل مسیری طی می کند که ربطی به درآمدش ندارد.
 
یعقوبی در مورد خودسانسوری می گویید:
 
خود سانسوری پدیده ای بد است که به نظرم در بسیاری از جاها می شود از آن استفاده نکرد، اما در خیلی از رسانه ها مخصوصا رسانه های وابسته بسیار دیده می شود که بعضا محتوی و کیفیت را تحت تاثیر قرار می دهد و باید تا حد امکان از آن دوری کرد. ولی خب در شرایطی خاص ناگزیر به استفاده هستند که از آن مصالح و شرایط گریزی نیست
 
این خبرنگارشرط اصلی بقای هر رسانه را سود آوری می داند ومعتقد است که؛
 
قطعا این اصل با گرانی مواد اولیه وتورم امروزه بسیار اولویت پیدا کرده و کم کم به سمت سود محوری رفته، اما باید مراقب بود و از آن فاصله گرفت در اصفهان سود محوری داریم اما نه به اندازه زیاد ودر مواردی هم که هست صرفا برای حفظ موجودیت و بقا ست تا منفعت طلبی.
 
وی در مورد نگاه بعضی از خبرنگاران به خبر به عنوان یک کالای تجاری در عوض خدمت اجتماعی می گویید:
 
منصفانه نگاه کنیم خبر نه کالای تجاری است و نه خدمت اجتماعی. بلکه وسیله آگاهی است که بعضا می تواند ارائه خدمتی را هم اطلاع رسانی کند ولی ماهیتا خودش خدمت و کالای تجاری نیست و این نوع نگاه به نظر من از ارزش و رسالت خبر کم می کند. 
در اصفهان هم دوست دارم خبرنگاران بیشتر خبرنگار باشند به معنای واقعی ولی خب خبرنگار بازاریاب بیشتر از خبرنگار پرسشگر داریم خبرنگار دلال هم که دوست ندارم داشته باشیم.
از اول آموزش و شروع کار خبرنگاری یاد گرفتم که بازاریابی با خبرنگاری فرق دارد و هرکدام بر اساس وظایف تعریف شده مامور به انجام کارهایی متفاوتی هستند .تا امروز هم به این امر پایبند بودم اما دلیل اینکه امروز بین این دو حرفه مشترکان زیادی رو می بینی که در آن واحد به هردو مشغول هستند، خب مشکلات اقتصادی بسیار موثر بوده اند شاید به این دلیل که درآمدی که یک خبرنگار میتواند در کنار کار خبر از بازاریابی کسب کند اصلا قابل مقایسه با خبر نیست به هرحال می شود گفت خبرنگار خوب می تواند بازاریاب هم باشد ولی بازاریاب خوب خبرنگار نیست.
 
او تاکید می کند؛ خبرنگار، میرزا بنویس دارد و به شوخی خودش را مثال می زند وادامه می دهد:
 
میرزا بنویس داریم در جمع خبرنگارها، نمونه اش خود من. اما خارج از شوخی الان دیگر خبرنگارها در نشست خبری هم یادداشت برنمی دارند و این کارو کلاس می دانند پس دیگر میرزا بنویسم نداریم. که به نظرم درست نیست و به اصل کار لطمه می زند هرچند جلسات و نشست های خبری مدیران بیشتر صرف ارائه گزارش عملکرد می شود و خبرنگاران به راحتی می توانند از خبری که زودتر کار می شود استفاده کنندو پاسخگو بودن و تلاش برای رفع معضلات مردم و بهبود امور کمترین وقت را به خودش اختصاص می دهد که باید چاره ای برای آن اندیشید.
 
پای جلسات پوششی را وسط می کشم واز تعبیر بعضی به هدایای پرداخت شده به خبرنگاران به عنوان هدیه کثیف صحبت می کنم که با واکنشی عجیب روبرو می شوم واو ادامه می دهد: 
 
اصلا از این واژه ها خوشم نمی اید و تا حالا به کار نبردم. با این حال قبول ندارم هدیه نشست های خبری که مدیران به خبرنگاران تقدیم می کنند پاداش کثیف است، چون از روی رضایت می دهند. هرچند خیلی وقت ها خیلی ارزش چندانی ندارد ولی به نظرم این موضوعی هست که به شدت نیازمند ساماندهی است، تا ضمن حفظ شانیت خبرنگار از این حالت نامیمون و نادرست فعلی خارج بشود. اینکه در بعضی جلسات ودر مواقعی خاص جلسه پر از افراد زیادی بشود که معلوم نیست ایام دیگر سال کجا هستند و اصلا خبرنگار هستند یا نه ودر عوض نشست بعضی مدیران که هدیه ای نم یدهند با حضور اندکی از خبرنگاران برگزار بشود این معضل است وبه امر اطلاع رسانی لطمه می زند و باید برای آن فکری کرد.
 
از یعقوبی می خواهم نظرش را در رابطه با گزینه های زیر که کدام سفارشی تر است، بگویید؛ 1. خبرنگار 2 .مجوز 3.سوژه 4. مدیر مسوول 5. سردبیر 6. تیتر یک 7.خبر 8.رپورتاژ 9. لوح تقدیر جشنواره 10. عکس 11.هدایا
 
در نگاه اول هر کدام از این 11 مورد می توانند سفارشی باشند یا نباشند. اما درست و اصولی این است که هیچ کدام سفارشی نباشد و هر کدام بر اساس ضوابط مشخص انجام بشود تا مشکلی پیش نیاید.
 
قاعدتا رپورتاژ باید از همه سفارشی تر باشد و تیتریک و لوح تقدیر جشنواره نباید سفارشی باشد چون رپورتاژ به سفارش واحدی تجاری یا شرکت و نهادی درخواست می شود که باید باب میل همان مدیر اجرایی  بشود تا مبلغ توافق شده کامل پرداخت بشود ولی خب در بین گزینه های تیتر یک و عکس و هم مواردی هست برای سفارشی تر رفتار کردن و به اظهار نظرهایی گوش دادن که خیلی اندک اند و امیدواریم هر روز کمتر باشند.
 
از او می خواهم با نگاهی منصفانه وبه دور از شعار بگوید فضای مطبوعات نقد پذیر است یا تملق گو؟ و مدیران با کدام رویکرد موافقند؟ 
با کمی مکث جواب می دهد:
 
روحیه تملق گویی در فضای مطبوعات اصفهان به اندازه روحیه نقادی و نقد پذیری اندک است هر چند بودن اولی بسیار بد و نبودن دومی هم بد است و اگر نبود معضل دوم  روحیه انتقاد پذیری در بین مسئولان رواج داشت. امروز رسانه های اصفهان به جایگاه واقعی خود در جمع دیگر استان ها رسیده بود. مسئولان یا به علت آگاهی از ضعف هایشان از انتقاد فرار می کنند یا به خاطر از دست دادن مقام و میز ریاستشان. در حالی که  تقویت روحیه نقد پذیری به ارتقا جایگاه شان و پیشرفت در امور، کمک بسیاری هم بکند، ولی از نقد فرار می کنند. تا حالا خیلی شعار شنیدیم. در مورد اینکه نقد پذیر ی خوب و همه باید این فرهنگ را در هر جایگاهی هستند بپذیرند، اما در عمل خیلی چیز زیادی ندیده ایم و این در مورد همه ی شغل ها صادق هست.
 
وی در مورد حضور 70 در صدی بانوان در مطبوعات و حمایت از آنها می گویید:
 
جدا ازتلاش قابل تقدیر بانوان در این عرصه سخت کاری و حقوقی و با توجه به شرایط این شغل حمایت کافی صورت نمی گیرد.
قطعا کم توقعی بانوان در همه شغل ها از جمله خبرنگاری، در این امر بسیار موثر بوده والبته صبر و تحمل خانم ها هم که مثال زدنی است.اما فرمانبری را قبول ندارم چون بارها عکس این موضوع رو درجمع خانم ها و آقایان رسانه دیدیم. اما این حضور بالا آسیب هایی هم داشته که به نظرم به جایگاه بانوان آسیب زده و شاغل بودن خانم ها مخصوصا در این شغل بدون برنامه ریزی ممکن  مانع انجام وظیفه درزندگی شخصی و اجرای نقش اصلی بانوان بشود.
 
از تعداد روزنامه نگاران حرفه ای می پرسم وبه رشد لاکپشتی انها اشاره می کنم ومی گوییم نا نظرش را در این مورد بدهد ود معتقد است:
 
آماری از روزنامه نگاران حرفه ای ندارم ولی امیدوارم هر روز آمارشان بیشتر بشود اما اینکه چرا خبرنگاران در اصفهان دیر حرفه ای می شوند سوالی است که باید جوابش را در شهرهای موفق مثل مشهد و مخصوصا تهران جستجو کرد. به نظرم کار خبر و روزنامه نگاری اینقدر وسیع و با پیچ و خم های زیادی همراه که ادعای حرفه ای شدن در آن، نیازمند سال ها تجربه و کار کردن است. همچنین سیستم آموزشی مدونی که درکنار این کار کردن، مرتب ایرادات موجود را گوشزد و برطرف کند و مسیر درست نشان بدهد. هرچند از نقش ایجاد فضای رسانه ای پویا در این بخش توسط مسئولان فرهنگی و مدیران نمی توان غافل شد، بله ممکن است فضای خبری مطلوب و مهمتر از همه درآمد بهتر، بعضا باعث جذب روزنامه نگاران و خبرنگاران در شهرهای دیگر شود. البته مصداق در این مورد کم سراغ داریم. محروم شدن جامعه رسانه ای از ظرفیت نیروی انسانی که سال ها برای رشدش صرف شده ویا زمان زیادی که لازم تا نیروی جایگزین تربیت شود. می شود گفت یکی از آسیب ها هجرت خبرنگاران به پایتخت است.
 
ورشد به اصطلاح شما لاک پشتی،اینکه فضای بسته رسانه ای و میدان ندادن به بروز ایده های جدید اجازه رشد سریع روزنامه نگاری را با وجود ظرفیت های لازم در اصفهان نداده، شعار نیست. واقعا این طور است از استعدادها استفاده نمی شود و امیدوارم هر چه زودتر با استفاده از آموزش های مدرن و لازم و به کارگیری تجربه سالها تلاش پیشکسوتان در کنار فکرهای تازه و نوجوان شاهد ایجاد فضای لازم برای رشد روزنامه گاری باشیم 
 
یعقوبی شغلش خبرنگاری است ودر مورد درصد خبرنگارانی که شغل اصلیشان خبرنگاری است می گوید:
حقیقتا کسانی که تنها از این راه امرار معاش کنن تعدادشان کم است اما اکثرا شغل دوم آقایان به حساب میاد و قطعا برای امرار معاش نیازمند به کار بردن حربه های تبلیغاتی و بازاریابی در کنار کار خبر هستند.

ارسال نظر

• نظراتی را که حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
• نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.