حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: انسان بداخلاق بسیار خطا می کند و زندگی اش تلخ می شود.

دفعات بازدید: 762 بار

دوشنبه، 25 بهمن 1395

تردید در مدیریت فرهنک 2/ صفایی‌پور: مدیریت فرهنگ ممکن نیست؛ تدبیر در فعالیت‌های فرهنگی، آری

تردید در مدیریت فرهنک 2/ صفایی‌پور: مدیریت فرهنگ ممکن نیست؛ تدبیر در فعالیت‌های فرهنگی، آری

به گزارش خبرنگار مهران، هشتمین کرسی نقد و تحلیل فرهنگ با موضوع «آیا فرهنگ مدیریت پذیر است؟» با حضور مسئولان و صاحبنظران حوزه فرهنگ توسط رصدخانه فرهنگی اصفهان پنج شنبه 30 دی ماه 1395 در سرای هنر و اندیشه  برگزار شد.
 
 

در این نشست دکتر حامد صفایی‌پور ‌ درباره منطق این نشست  بیان کرد: اجازه دهید پیش از آن‌که نظر شخصی خود را درباره سوال اصلی نشست عرض کنم، نکته‌ای را درباره منطق حاکم بر جلسه عرض کنم. به نظر من ما ابتدا باید پای خود روی زمین بگذاریم. بیایید قبل از مدیریت فرهنگ، همین جلسه را مدیریت کنیم. همه ما با تربیت، رشته‌های مختلف، زمینه فعالیت‌های اجتماعی فرهنگی متفاوت دور هم جمع شده‌ایم. به نظر شما آیا می‌توانیم دور هم بنشینیم، هر کدام سه دقیقه حرف بزنیم؛ صحبت‌های یک‌دیگر را بفهمیم، نقد کنیم(!) و نتیجه بگیریم. چطور می‌توانیم در رابطه با موضوعی به این فراخی و سنگینی در یک جلسه گفت‌وگو کنیم، نقد کنیم و نام  کرسی نقد هم به آن بدهیم. پیشنهادم این است که اولا مسایل را کوچکتر انتخاب کنیم که قدری آسان‌تر به زبان مشترک دست یابیم. به نظر من ما اصلا تا این حد ادبیات و واژه پیرامون مدیریت فرهنگی نداریم که بتوانیم با این سرعت و تنوع به هم‌زبانی برسیم. در تهران مرحوم پاشایی فوت می‌شود و آن تشییع جنازه غیر رسمی درخور توجه از او صورت می‌گیرد؛ اساتید علوم اجتماعی کشور را در نشستی دعوت می کنند تا به قول خودشان درباره « پدیدۀ پاشایی» صحبت کنند، عدۀ به نسبت زیادی هم حضور می‌یابند. اساتید نظر می‌دهند. در آنجا می‌بینید که حتی اساتیدی که ممکن است مشرب‌های کلان فکری مشابه داشته باشند چنان کثرتی در بین آن‌ها وجود دارد که جلسه به سمت اختلاف‌های رادیکال می‌زود. از این‌رو من پیشنهادم این است که از این جلسات انتظار بالایی نداشته باشیم. آن را هم رسانه‌ای نکنیم. اجازه دهیم ساختار محفلی و محلی جلسات حفظ شود. عکس و فیلم منتشر نکنیم. من مخالف این مطلب هستم که این مطالب به سرعت به فضای رسانه کشیده شود و این مساله را آسیب‌زا می دانم با این حال برای رای دوستان برگزار کننده احترام قائل هستم.


مدیریت فرهنگ ممکن نیست؛ تدبیر در فعالیت‌های فرهنگی، آری.

این دانش‌آموخته فلسفه با اشاره به پرسش «آیا فرهنگ مدیریت‌پذیر است؟» گفت: بنده در مصاحبه‌ای که در روز گذشته از بنده در سایت مهران منتشر شده نظرات شخصی خود را درباره مفهوم و امکان «مدیریت فرهنگ» با تفصیل بیشتر بیان کرده‌ام. به نظر من، مدیریت فرهنگ با تعریفی که بنده عرض می‌کنم مفهومی بلا مصداق است و بدفهمی‌ها درباره آن نیز آسیب‌شناسی گسترده‌ای دارد.  
ابتدا لازم است ابتدا چند جنبه سلبی نظرم را – که به یقین ممکن است نظری نادرست باشد- عرض کنم. مدیریت‌پذیر نبودن فرهنگ به معنای قبول عدم برنامه‌ریزی برای فعالیت‌های فرهنگی نیست. کسی که معتقد است فرهنگ مدیریت پذیر نیست نمی‌گوید کنش و واکنش فرهنگی متناسب با شرایط را پذیرا نباشیم؛ در بودجه‌ریزی و هدف‌گذاری انضباط را حاکم نکنیم یا مولفه و شاخص‌های اثر بخشی فعالیت‌های فرهنگی را مشخص نکنیم. این موارد همان مدیریت فعالیت‌های فرهنگی است که من از آن با تدبیر فعالیت‌های فرهنگی یاد می‌کنم.


مساله اساسی این است که ایدۀ مدیریت «فرهنگ» -نه فعالیت‌های فرهنگی- یک پیش فرض اساسی دارد. این‌که، فرهنگ محیط است و ما محاط هستیم و از این‌رو توان مدیریت بر آن را داریم. ما در مورد یک کارخانه تولید آب معدنی می توانیم از مدیریت منابع، فرایندها و نهایتا خروجی‌ها صحبت کنیم ولی درباره فرهنگ چنین توانی را نداریم. اولین پیش فرض مدیریت فرهنگ این است که می‌توانیم نسبت به فرهنگ فراروی (استعلاء) داشته باشیم در حالی‌که چنین نیست، ما خود یک پدیدۀ فرهنگی هستیم و چنین فراروی‌ای نداریم. به علاوه فرهنگ چیزی است سابجکتیو، تنیده در فهم انسانی سیال ما از زمینه‌های گوناگون که موقعیت ما در هر لحظه موقعیت بعدی را تقریبا پیش‌بینی ناپذیر می‌سازد. این امر نیز با ایده مدیریت فرهنگ، سر سازگاری ندارد. فرهنگ یک موضوع تفهمُّی (تنیده به فهم انسانی) است.


 دوم این است که به فرض فرهنگ مدیریت پذیر باشد، چه کسی (یا فهمی) آن را مدیریت کند؟ ما دوباره باید عقلی فراتر در مدیریتِ «مدیریت فرهنگ» تصور کنیم که خود نیازمند اراده‌ها و تصمیم‌های انسانی است . این تصمیم‌ها نیز خود ترجمانی از زمانه و زمینه‌های فرهنگی ما هستند و در واقع ما در مدیریت فرهنگ خود یک پدیدۀ فرهنگی را به نمایش می ‌گذاریم. پدیدۀ فرهنگیِ مدیریت فرهنگی.


آسیب‌شناسی ایده مدیریت فرهنگ
وی معتقد است ایده مدیریت فرهنگ، در عمل چندین آسیب‌شناسی داشته و دارد. او تصریح کرد:  یکی این است که ایده مدیریت فرهنگ ما را دچار «خود مرکز پنداری» می‌کند. گمان می‌کنیم دستگاه مختصاتی وجود دارد که ما در مرکز آن هستیم و از آن نقطه که نسبت به دستگاه مختصات استعلاء داریم و می‌توانیم فرهنگ را مدیریت کنیم. در این حال این عارضه وجود دارد که سهم‌بندی عوامل موثر در آبادی و نابودی فرهنگ را با تکثیر از فهم خود تجربه و دیکته می‌کنیم و نقش عوامل بسیار را ندید می‌گیریم. همین پدیده است که باعث می‌شود در مدیریت دولتی فرهنگ از جنیه‌های اصیل، سرشتین و تثبیت‌شده فرهنگی-تاریخی سرزمین و مردمان سرزمینمان غفلت کنیم و با روش‌های اقتدارگرا و مداخله ای در پی تصحیح و مدیریت فرهنگی باشیم. این یک ایده تقلیل‌گراست و توان ما را هدر می‌دهد و توان‌های بسیاری را هدر داده است.


از دیدگاه صفایی‌پور دومین آسیب‌شناسی این است که؛ در ایده مدیریت فرهنگ به ماهیت پُر اینرسی فرهنگ توجه نمی‌کنیم. فرهنگ نه به سرعت ایحاد می‌شود و نه به سرعت از بین می‌رود. تهاجم فرهنگی و احیاء فرهنگی فرایندی است که گاهی بیشتر از عمر طبیعی یک انسان را لازم دارد تا یک تکانۀ کوچک را در آن ببینیم. اگر کسی می‌گوید چنین نیست بر بنده است که در اینباره استدلال کنم. به نظر من، برای فرهنگ از این جهت، استعارۀ کمان رضایت بخش تر است. فرهنگ یک کمان کشیده شده است. وقتی کمان کشیده شده ای را به دست شما می‌دهیم ممکن است شما فقط بتوانید کمان را نگه دارید و در نهایت موفقیت فقط زه را رها نکنید(!). ممکن است نتوانید هدف را تغییر دهید. ممکن است نقش شما فقط این باشد که زه را نگه دارید نه اینکه بیشتر بکشید، نه اینکه به هدف بزنید. این تلقی که مثل برخی از مدیران فرهنگی حال حاضر، فکر کنیم می‌تواینم در بازه زمانی 4 ساله یا حتی 40 ساله تیر را به هدف بزنیم و افتخار آن را به نام خودمان ثبت کنیم دومین آسیب‌شناسی بدفهمی از ایده مدیریت فرهنگ است. من در یادداشتی به این امر نام «جاه طلبی فرهنگی» داده‌ام. ماهیت فرهنگ نیازمند افرادی است که این اینرسی بسیار فرهنگ را بپذیرند (در واقع به روش مدرن نسبت به فرهنگ فکر نکنند) خود را قطره‌ای در دریا حس کنند، خودشان را در مختصات وسیع درک کنند و معتقدم استعاره کمان برای بیان این نحوه تاثیرگذاری و عملکرد فرهنگی مناسب است.


وی در پایان گفت: بر اساس این دلایل است که بنده با صحبت‌های آقای دکتر رامشت موافقم و معتقدم فرهنگ مدیریت‌پذیر نیست. اما این نفی آن معانی‌ای نیست که آقایان  زادهوش و مستاجران و معرک‌نژاد و سلطانی‌زاده مدنظر دارند منتها به نظر حقیر برای مراد ایشان واژه مدیریت فرهنگ مناسب نیست. نام این مفهوم تدبیر فعالیت‌های فرهنگی است. همه کارهایی که دوستان در حوزه‌های فرهنگی اشاره کردند تدبیر فعالیت‌های فرهنگی است و این، اخصِّ از مفهوم مدیریت فرهنگ است.

 

ارسال نظر

• نظراتی را که حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
• نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.