حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: انسان بداخلاق بسیار خطا می کند و زندگی اش تلخ می شود.

دفعات بازدید: 903 بار

دوشنبه، 4 بهمن 1395

پلاسکوی فرهنگی

پلاسکوی فرهنگی
ماجرای پلاسکو در  دیماه 1395 نمونه بسیار خوبی است از مدل پرداختن ما به  مشکلات جامعه.  اینکه می‌دانیم  ساختمان‌هایی وجود  دارد که قطعا برای ما مشکل ایجاد می‌کند ولی نسبت به آن بی‌توجه هستیم  این نمونه‌ای از منش و رفتار و خلق و خوی ماست. یعنی اینکه اگر مدیری  اراده کند چنین نباشد او مورد انتقاد عامه است. یعنی باید موضوع به بحران برسد آنگاه وقتی اتفاق وبحران روی داد همه احساسات غلیان می‌کند و تمام مالیات‌ها بخشیده می‌شود و مستمری‌ها پرداخت  می شود و همه درصف می‌ایستند تا خون بدهند و همه از حادثه بازدید می‌کنند و شو  برگزار می‌کنند و خود را دلسوز معرفی می‌کنند.
 
و تلفن‌های همراه فیلم وعکس می‌گیرند.در حالی که با درصدی از این اهتمام می‌توانستند با الزام صاحبان وسرمایه‌گذاری آنان و همچنین کمک‌های دولت وشهرداری  بافت‌های فرسوده را نوسازی و مرمت کنند. اما چنین نمی‌شود. فقط در موقع غلیان احساسات این اتفاق می‌افتد. و ما عادت به برنامه‌ریزی دراز مدت نداریم و اصلا انگیزه‌ای نداریم کاری بکنیم که مثلا  ده  سال دیگر نتیجه بدهد. دوست داریم کاری بکنیم که در همین ایام مسئولیت خودمان جواب بدهد. دوست داریم خیلی مصاحبه کنیم. خیلی حرف بزنیم. ازفضایل خود بگوییم ازتوانایی‌های منحصر به فرد خودمان بگوییم و اینکه رقبای ما ناتوانند و همه تقصیرها متوجه آنان است و اینکه بالای جنازه آتش‌نشانان حلوایی هم به مابرسد و خودمان را نشان بدهیم برای اینکه کرسی جدیدی را تصاحب بکنیم.
 
و باز وقتی سر کار می‌آییم باز همین روش را ادامه دهیم و بگوییم اگر ما بخواهیم مسایل را زیربنایی حل کنیم جامعه به هم می ریزد و دائما  بگوییم جامعه در حال بحران است و در  دوره بحران نمی‌توان کار زیربنایی کرد و از این بحران ها و نردبان پر برکتش بالا برویم و نانی و میزی و جایگاهی دست وپا کنیم. آری این شرح حال ماست  و شاید تعجب‌آور باشد  ولی واقعا این روحیه و خصلت همه ماست. هم کسانی که الان سر  کار هستند و هم کسانی که  الان در حال خراب کردن مجریان هستند  و شاید چند صباح دیگری سر کار  می‌آیند.
 
این خصلت و رفتار و فرهنگ عمومی ماست. این آیینه تمام نمای ماست. انتقاد   نقد خودمان است . و کسانی که بیشتر نقد می‌کنند در حقیقت حدیث نفس می‌کنند. چون سابقه درخشانی از آنها نمی‌بینیم. بلکه  از همه  سوف   سوف   می‌شنویم یعنی اینکه اگر کار دست  مابیفتد ببینید چکار می‌کنیم اما آنها هم که بیایند اگر بگوییم چرا کارهای زیربنایی واساسی را شروع نمی کنید می‌گویند:  بگذارید فعلا انتخابات ریاست جمهوری انجام شود بعدا شروع می‌کنیم . انتخابات انجام می‌شود می‌گوییم چرا شروع نمی‌کنید می‌گویند انتخابات مجلس در پیش است و اگر این کارها را بکنیم تعدادی زده می‌شوند ودر انتخابات اثر دارد لذا کمی باید صبر کنیم فعلا هم که 6000 نفر در پلاسکو مشغول‌اند ودر عین حال اگر اقدامی کنیم جو   درست می‌شود آمریکا هم که دارد مارا تحدید می‌کند پس ریسک نمی کنیم و می‌گذاریم برای بعد. واین بعد بعد ادامه می‌یابد تا اتفاقی بیفتد وآنگاه  این قدر انگیزه داریم برای جنازه بلند کردن وتشییع‌های باشکوه وعکس‌های سلفی  و نشستن در راس  مجالس فاتحه وگپ‌زدن‌های در حاشیه مجالس فاتحه وسفارش استخدام کردن افراد بیکار و سفارش پروژه‌های دوستان وحل مسایل عقب افتاده که حتی بعضی وقت ها یادمان می رود برای میت بیچاره یک فاتحه هم بخوانیم.چه کنیم این رسممان است وکاری هم نمی‌توان کرد.        
 
درحوزه فرهنگ هم دقیقا مسائل همین گونه است معضلات و ناهنجاری‌های جامعه بسیار است ولی برنامه‌ای برای آنها نداریم .اهل کار زیربنایی نیستیم . اهل جراحی نیستیم. سعی می‌کنیم با مسکن  کارها را حل کنیم . مثل اتومبیل‌هایی که مکانیک از آنها قطع امید کرده و می‌گوید دست به موتورش نباید زد چون کار از کار گذشته وحالا تا  راه می‌رود  با این وسیله راه برو تا  به فکر  یک اوراقچی باشیم.  هرچه گفته می‌شود مسایل رفتاری خانواده و سبک زندگی را باید مورد مداقه  قرار داد. جوانان واعتیاد را باید مساله اصلی دانست. رفتارهای پرخطر  را باید مورد توجه قرار داد . روی منش‌ها و رفتار عمومی  کارکرد. می‌گویند چرا این قدر نصفه خالی لیوان را می‌بینید در تمام دنیا در صدی ازجامعه مجرم هستند. جلسات اعتکاف‌ها را ببینید 7/5  درصد نسبت به گذسته رشد داشته است.
 
می‌گوییم نسبت جامعه بزهکار و یا بی‌توجه به روش‌های صحیح اخلاقی ودینی زیاد شده واین در حالی است که جامعه ما قابلیت‌های بزرگ ملی ودینی و پشتوانه تربیتی اهل بیت علیهما السلام را دارد. اما همه مشغول کارها و شغل ها وبازارها ودرآمدها هستند.آخر این معارف اهلبیت علیهماالسلام باید در قالب فناوری های جذاب تعلیم داده شود. ولی قاعدتا ما  بنر و تبلیغات را بیشتر از تولیدات فاخر و تاثیرگذار دوست داریم. یک سریال مختار  یا امام علی علیه‌السلام می‌سازیم و بیست سال آن را پخش می‌کنیم وبودجه نداریم  که تولیدات فاخر جدیدی داشته باشیم . اما دائما ساختمان‌های مجلل  و شیک می‌سازیم و تشکیلات خود را بزرگ می‌کنیم. علاقه شدیدی به بنر  و تابلو و تبلیغات داریم و کشته مرده  عکس‌های کلوز و مدیوم هستیم  و جامعه خود را به شبکه‌های من و تو   و جم سپرده‌ایم  و پشتی راحت زیر سر گذاشته‌ایم و از گزارش عملکرد خود  لذت می‌بریم. گزارش‌های عددی و دهن پرکن و  بی‌مخاطب.  این هم وضع برنامه‌ریزی فرهنگی و اجتماعی ماست. امید آنست قبل از آن که پلاسکوی فرهنگی ما  دچار آتش و فرو ریزی شود به فکری بیفتیم و بعد از این اتفاق  بد  به فکر مراسم ترحیم  برای فرو‌ ریزی اعتقادات جوانان رعنای خود  نباشیم.

ارسال نظر

• نظراتی را که حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
• نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.