حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: انسان بداخلاق بسیار خطا می کند و زندگی اش تلخ می شود.

دفعات بازدید: 707 بار

يکشنبه، 10 بهمن 1395

فرهنگ‌سازان بی‌فرهنگ - 1/از کادرسازی تا کالاسازی فرهنگ

فرهنگ‌سازان بی‌فرهنگ - 1/از کادرسازی تا کالاسازی فرهنگ
محمد آذرانی: فعالیت برخی مجموعه‌ها، کانون‌ها و مراکز فرهنگی مردمی با این رسالت آغاز‌شد که برای آینده انقلاب اسلامی باید کادرسازی ‌کرد. از آن پس بود که آموزشگاه‌های تربیت نیروی انقلابی پا به عرضه وجود گذاشت و به مرور دانش‌آموزان و دانشجویان نخبه و مستعدی  جذب و پرورش یافتند که فرهنگ میدان مشق و کارآزمودگی آنان شد. باعث خوشحالی است که با گذشت30 سال، نسلی از نخبگان و فرهیختگان در عرصه‌های مختلف فرهنگ پرورش یافت که هم مایه مباهات و افتخار شهر است و هم بسیاری از آن‌ها منشا خیر و برکت در نهادهای عمومی و خصوصی و دستگاه‌ها و ارگان‌های حکومتی فرهنگ - به‌ویژه آموزش و پرورش، صدا و سیما  و مدیریت شهری – هستند.
 
به هر حال؛ پرورش‌یافتگان مجموعه‌ها، کانون‌ها و مراکز فرهنگی آنگاه به عنوان کادرهای فرهنگی انقلاب انتخاب می‌شدند که واجد صفات و خصلت‌‌های ناب بودند. در لفظ عوام جامعه، «بچه مثبت» تعبیری است که این روزها به آنان اطلاق می‌شود. این برچسب اجتماعی، از یک سیما و ظاهر متمایز و با ویژگی‌های خاص زبانی حکایت دارد، مساله‌ای که شاید در بررسی مولفه‌های «تیپ‌ ایده‌آل کادرهای فرهنگی انقلاب» چندان هم مهم نبوده و نیست. آنچه از این تربیت نمایان در سیما و کلام متحدالشکل، مهم‌تر به نظر می‌رسد شکل‌گیری اخلاق، منش و عمقی از دینداری است که ویژگی بارز بین‌نسلی همه کسانی است که ده‌ها و شاید صد‌ها سال است با مساجد انس و خلوت دارند و شاید بهتر باشد بر آن «فرهنگ بچه‌های مسجد» نام نهاد. بی‌شک بسیاری از تربیت‌شدگان غالب مجموعه‌ها، کانون‌ها و مراکز فرهنگیِ مسجدمحور، اینگونه هستند و از نیرو‌های مومن، انقلابی، خدوم و متخصص در تراز جمهوری اسلامی به‌شمار می‌آیند. 
 
از این «تیپ‌ ایده‌آل کادرهای فرهنگی انقلاب» که بگذریم، به مرور مشابه‌های متفاوت از افراد و حتی مجموعه‌های فرهنگی  نیز تکوین یافتند.  عده اخیر، اگرچه از نظر سیما و زبانِ و برگزاری آیین‌ها و مراسم‌های مرسوم پرورش‌گاه‌های نیروهای فرهنگی انقلاب، مشابه با تیپ ایده‌آل هستند اما از جهاتی نیز متفاوت شدند. به ویژه می‌توان بیگانگی با خاستگاه‌‌های تربیتی و فاصله‌ معنادار از فرهنگ بچه‌های مسجد را با دقت در رفتارها و عملکردهای فردی و اجتماعی این عده رصد کرد؛ عملکردهایی که بیش‌تر گویای رقابت و تشنگی قدرت است تا شیفتگی و سبقت در خدمت.
 
اینک پرسشی مطرح است که «زاویه از کجا و چگونه آغاز شد؟» به نظر می‌رسد برای پاسخ به این پرسش ‌می‌توان از نظریه کالاسازی فرهنگ سخن گفت و از آن برای تبیین روند شکل‌گیری «بچه‌های خاکستری» بهره یرد.  بر این اساس، چهره‌ای جدید از کارگزاران فرهنگی جمهوری اسلامی، زمانی تمام رخ خود را به نمایش گذاشت که تغییر و تحولات هویتی، سیاسی و مدیریتی عرصه فرهنگ در سال‌های اخیر شتاب گرفت. همزمان و در این سال‌ها که به «کادرهای فرهنگی» نیاز جدی‌تری بود، به مرور باورهای مبتنی بر «تربیت‌‌محوری« در برخی مراکز و افراد فرهنگی نیز مورد شک و تردید و یا سوءاستفاده قرار گرفت. به‌این ترتیب؛ به‌رغم توجه، تاکید و نظارتی که پایه‌گذارانِ نخستین، بر اِعمال شاخص‌های تربیت اصیل داشتند اما، گونه‌ای نوین در میان مجموعه‌ها و راه‌یافتگان به آن‌ها و در مواجهه بحران‌های هویتی و دگرگونی‌های اجتماعی تکوین یافت. از منظر این گونه نوین، قدرت و ثروت در نزدیکی به جنبه‌های ظاهری کادرهای انقلابی است تا در خوش‌بینانه‌ترین گمانه، آبنده شغلی و درآمد پایدار با بهره و ارزش‌افزوده بالای خود را در مناصب و مصادر حکومتی تضمین کند و این رویگردانی آشکاری بود از  الگوهای اصیل و عمیق شناسای مراکز فرهنگی، که منافع عمومی و خیریه‌ای را بر منفعت‌های مادی و فردی ترجیح می‌داد. 
 
ظهور این اخلاق و  مردانی که چندان نگرانی نیز درباره فرهنگ ندارد را شاید بتوان از این پس با نام «فرهنگ‌سازان بی‌فرهنگ» متمایر و معرفی کرد.  ان‌شاء‌الله در آینده با خُلق «فرهنگ‌سازان بی‌فرهنگ» بیشتر آشنا خواهید شد.

ارسال نظر

• نظراتی را که حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
• نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.