حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: انسان بداخلاق بسیار خطا می کند و زندگی اش تلخ می شود.

دفعات بازدید: 982 بار

سه‌شنبه، 19 بهمن 1395

پدیده‌سازی رسانه‌ای؛ برساخته‌های گفتمانی

پدیده‌سازی رسانه‌ای؛ برساخته‌های گفتمانی

محمد آذرانی: نظر شما درباره «پدیده‌های رسانه‌ای» نظیر؛ پلاسکو، اسیدپاشی اصفهان، آتشسوزی دهه فجر مقابل بازار هنر، بازکردن بخیه چانه کودک، تشییع مرحوم پاشایی، شایعه آلودگی آب، قدم زدن در کنار رودخانه ونیز، گروگان‌گیری در سیدنی، بازناب رسانه‌ای حمله‌های متعدد کاربران ایرانی به صفحات اجتماعی، بازتاب رسانه‌ای بی‌اخلاقی رسانه‌ای بعد از درگذشت بازیگر جوان و ارسال عکس‌های سفره روزه‌خواری و... چیست؟


البته اگر ما هم خود را در مسیر «جریان اصلی رسانه» قرار دهیم شاید نظیر مدیر اسبق بزرگ‌ترین رسانه ایرانی به این استنباط برسیم که «باید در نگرش‌‌ها به ژورنالیسم زرد تجدیدنظر کرد»! آن گاه شاید مثلا بتوانیم موج‌سواری رسانه‌ای کنیم و شاید گفتمان جمهوری اسلامی را به پیش بریم.


به هر حال از مدیران، مشاوران و کارشناسان رسانه‌ای دستگاه‌های فرهنگی انتظار بیشتری می‌رود که ظهور این‌ پدیده‌های رسانه‌ای و ارتباط آن‌ها را با نظریه‌هایی نظیر «مصرف فرهنگی»  دقیق تحلیل کنند. شاید آنگونه که فکر می‌کنند «ژورنالیسم زرد و خبر-سرگرمی» قرائت‌پذیر نباشد و شاید «خبر-سرگرمی مثبت» را نتوان برای فعالان رسانه‌ای انقلاب اسلامی الگوسازی کرد.


باید بدانیم «ژورنالیسم زرد و خبر-سرگرمی» تنها موضوع مهمی نیست که در مساله‌پردازی و گمانه‌زنی‌ «پدیده‌های رسانه‌ای» سال‌های اخیر، نیاز به تامل جدی‌ دارد و نکات مغفول دیگری نیز هست.


بر این اساس، نویسندگان رصدخانه فرهنگی اصفهان نیز به تحلیل این پدیده‌های رسانه‌ای در زمان وقوع حوادث و وقایع مرتبط می‌پرداختند که برخی یادداشت‌های آنها به پیوست است و تعدد این مطالب، فرصتی برای یک مطالعه‌ شد. روش‌شناسی «مهران» برای این بررسی، حکایت از چندین مرحله داشت که در گام اول، تحلیل محتوای کیفی یادداشت‌های نویسندگان خود بود.


مقوله‌های حاصل از این تحلیل محتوا نشان ‌داد، کمی عمیق‌تر و متفاوت‌تر از «ژورنالیسم زرد و خبر-سرگرمی» باید به این رخ‌دادها نگریست. به عنوان نمونه، «جریحه‌دار کردن افکار عمومی ایرانیان» بر یکی از آن‌ مقوله‌های برجسته‌سازی شده می‌توان نام نهاد.


«جریحه‌دار کردن افکار عمومی ایرانیان» اما یک مساله اجتماعی-رسانه‌ای است که آن را به‌ویژه باید در اندیشه‌های دکتر فرامرز رفیع‌پور جامعه‌شناس، در کتاب‌هایی نظیر «دریغ است ایران ویران شود» جستجو کرد. این دیدگاه در چهارمین کرسی تحلیل و نقد فرهنگ با نام «تخریب ساختارهای فرهنگ؛ چرا و چگونه» توسط دکتر علی ربانی مورد بازخوانی قرار گرفت و مهرانی‌ها با «احساساتی بودن ایرانیان» به عنوان یک بستر و زیرساخت فرهنگی آشنا شدند. این بررسی ادامه یافت تا این که در گفتگوی رصدخانه فرهنگی اصفهان با دکتر محمدمسعود دیاریان در مقام یک روانشناس و مشاور، جزییات بیشتر این بستر چالش‌برانگیز فرهنگی بررسی شد و بر موازنه «شناخت - احساس» برای کنترل آن تاکید گردید.


از این منظر شاید دیگر «پدیده‌سازی رسانه‌ای» عنوان بهتری بجای پدیده‌های رسانه‌ای باشد و منظور از آن؛ بیشتر یک برساخته گفتمانی است که بر بستر تضادهای جامعه ایرانی پدیدار شده است. با این مفهوم‌سازی اخیر، باید تلاش می‌شد فاصله درستی با «تئوری توطئه» تنظیم شود تا از هرگونه ‌قضاوت زودهنگام و برچسب‌زدنی ممانعت گردد. به عبارت دیگر؛ توطئه در این‌گونه بحران‌ها و رخدادها، با سوءاستفاده از آن‌ها دنبال می‌شود و امکان مداخله‌گری حداکثری همگان قابل کتمان نیست.


در مجموع و از منظر تئوریک، این نکته قابل جمع‌بندی است که پدیده‌سازی رسانه‌ای، علاوه بر آن که در ارتباط تنگاتنگ با نظریه‌های پساساختارگرایانه‌ای نظیر «مصرف فرهنگی» است اما نیم‌نگاهی جدی به نظریه‌ ساختارگرایانه «تضاد» نیز دارد. از معانی عملیاتی این رویکرد، آن است که هرگونه  الگوسازی مبهم «ژورنالیسن زرد و خبر-سرگرمی مثبت» برای فعالان رسانه‌ای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی مردود است چرا که تقویت تضادهای جامعه ایران را به دنبال دارد.


بی‌شک همه آنچه بیان شد جای نقادی و گفتگوی جدی‌تر دارد که مهران از آن استقبال می‌کند.
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 

ارسال نظر

• نظراتی را که حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
• نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.